گروه ایده پردازی گزینه

طراحی گرافیک - مشاور . مدیر هنری ، تبلیغاتی و چاپ - کارگردانی نرم افزار و اپلیکیشن

گروه ایده پردازی گزینه

طراحی گرافیک - مشاور . مدیر هنری ، تبلیغاتی و چاپ - کارگردانی نرم افزار و اپلیکیشن

گروه ایده پردازی گزینه (Group ideas gozineh)
تشکیل کارگروه های ایده پروری و تولید و تولد ایده و ایده پردازی در امور مد نظر شما .
انجام امور حرفه ای مربوط به طراحی و گرافیک و مشاوره در زمینه های فوق.

مدیر هنری - نظارت بر چاپ.

کارگردانی طراحی و تولید نرم افزار و اپلیکیشن و وب.

انجام امور مربوط به محیطهای 3d و انیمیشن.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

10 باور سمی که قاتل خلاقیت شماست!

دوشنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۶:۱۹ ب.ظ

کمتر کسی وجود دارد که نداند قدرت خلاقیت و ایده پردازی برای راه اندازی یک کسب و کار تا چه اندازه دارای اهمیت است. اما با این حال، سوال بسیار مهمی وجود دارد و آن، علت تعداد بسیار کم افرادی است که می دانند دارای قدرت خلاقیت هستند و حتی از آن ها هم کمتر، تعداد کسانی که قدرت خلاقیت خود را به کار می برند.


بر اساس یافته های پژوهش های آکادمیک، همه ی افراد از بدو تولد، دارای خلاقیت بالقوه بوده و بر اساس سبک زندگی و نوع آموزش هایی که از کودکی تا بزرگسالی با آن مواجه می شوند، بخشی از آن را به فعل در آورده و مورد استفاده قرار می دهند و بدیهی است که میزان خلاقیت به فعل در آمده ی افراد، با یکدیگر متفاوت خواهد بود.

اما در گامی پیش تر، تفکرات، نگرش ها و باورهای خود افراد است که بر سبک زندگی و به تبع آن بر بروز خلاقیت شان اثر گذار است. تا جایی که گفته می شود، یکی از مهم ترین موانع بروز خلاقیت همان دانسته های ماست، نه چیزهایی که نمی دانیم. این تفکرات به صورت ناخودآگاه جلوی بروز ایده های جدید را می گیرند، کم کم قالب ها و چارچوب های ذهنی را ساخته و مانعی جدی برای داشتن تفکری متفاوت می شوند. بنابراین باید بپذیریم اولین کسی که جلوی خلاقیت ما را می گیرد، خود ما هستیم.


در این مقاله، به 10 مورد از مهم ترین و متداول ترین باورهای سمی که خلاقیت شما را نابود می کند اشاره شده است. با دانستن و از بین بردن آن ها به بروز هر چه بیشتر خلاقیت تان کمک کنید.


 


فقط یک راه حل صحیح وجود دارد و باید به دنبال آن بگردم!


 


یکی از موانع مهم خلاقیت "تنها دنبال یک پاسخ صحیح گشتن" است. بسیاری از مواقع وقتی برای یک مشکل، پاسخی پیدا می شود و یا وقتی کاری به طور دائم از یک روش جاری انجام می شود، کسی به دنبال راه ها و روش های دیگر نمی گردد. این شاید یکی از مهمترین دلایلی است که خلاقیت های شگفت آور بروز نمی کند. در حالی که همیشه برای یک مساله، راه حل های متفاوتی می توان یافت که درست هستند.


نتایج به دست آمده از یک پژوهش دانشگاهی نشان می دهد، موضوعی که عمیقاً در ذهن هایی که تحت تاثیر سیستم های آموزشی سنتی بوده اند، جا افتاده است، فرض وجود تنها یک پاسخ صحیح است. یک فرد به طور متوسط، در سالهای تحصیل خود به 2600 تست چهار جوابی پاسخ می دهد که تنها یک جواب صحیح دارند و این یعنی از میان پاسخ های ممکن، باید تنها یکی را بیابند. به نظر می رسد نظام آموزشی، افراد را به این جهت سوق می دهد که برای هر مشکل فقط و فقط یک پاسخ صحیح وجود دارد و باید آن را پیدا کرد. بنابراین عجیب نیست که وجود تنها یک راه حل صحیح، جزء جدا نشدنی تفکر افراد باشد. وقتی یک پاسخ صحیح یافت می شود، دیگر ذهن آرام می گیرد و کار جستجو و تفکر به پایان می رسد. تمرکز برای یافتن تنها یک پاسخ صحیح، موجب می شود که پاسخ های دیگر که ممکن است کارایی بیشتری داشته باشند، نادیده گرفته شوند و این یکی از موانع مهم خلاقیت است. بنابراین اگر تنها دو روش برای انجام کاری وجود داشته باشد، شما باید روش سوم را به کار ببرید! چرا که در اکثر مواقع، پاسخ های بعدی بسیار متنوع تر و خلاقانه تر از اولین پاسخ هایی است که به ذهن می رسد. پس همواره از خودتان سوال کنید که آیا راه حل بهتری وجود ندارد؟


 


نباید از چارچوب ها خارج شوم!


 


در مورد هر موضوعی، همیشه چارچوب های محدود کننده ای وجود دارد که آرام آرام شبیه قانون های نانوشته و مطلق شده و کمتر کسی به خود جرات می دهد خارج از این چارچوب ها کاری انجام دهد. اما آیا تا به حال به ذهن تان رسیده است که چارچوب ها را بشکنید؟


علاوه بر این، گاهی ذهن خودتان هم به چارچوب های موجود، چارچوب های جدیدی اضافه می کند و محدودیت ها هر چه بیشتر سیالیت ذهن و قدرت خلاقیت تان را نابود می کند. چارچوب ها اجازه نمی دهند راه حل های خلاقانه ی زیادی آفریده  شوند. برای خلاق بودن، لازم است قالب های ذهنی را بشکنید و از زاویه ی جدیدی به موضوع نگاه کنید. بنابراین مفروضات نادرست و تلاش برای حفظ چارچوب ها، مانعی جدی در راه خلاقیت شما هستند.


 


اگر شکست خوردم چه؟


 


ادیسون، زندگی عجیب و شگفت انگیزی داشت. او می خواست وسیله ای اختراع کند تا با استفاده از آن بتوان فضای تاریک را با نوری پایدارتر از شمع روشن کرد و برای تحقق هدفش، صدها بار دست به آزمایش زد و با شکست مواجه شد. ولی دست از کار نکشید و همچنان مصمم به کار خود ادامه داد. گاهی اطرافیان از او می پرسیدند که پس از این همه شکست، چه احساسی دارد؟ و او امیدوارانه پاسخ می داد که ابداً خود را شکست خورده نمی بیند و به هزاران روش دست پیدا کرده است که با آن ها نمی توان لامپ ساخت اما مطمئن است یک روش ساخت لامپ وجود دارد که به آن دست پیدا می کند.


بله درست حدس زدید. یکی از موانع خلاقیت، "ترس از اشتباه و شکست" است.


افراد خلاق میپذیرند که امتحان کردن چیزهای جدید، اغلب با احتمال بسیار زیادی به شکست می انجامد. اما این شکست را نه عاملی برای توقف، که فرصتی برای یادگیری بیشتر و تقویت قوای ذهنی خود تلقی می کنند. چرا که این شکست ها هستند که می گویند چه زمانی باید جریان فعالیت را عوض کرد و در چه قسمت هایی از کار نقص وجود دارد. بنابراین بی علت نیست که ریچارد فیمن، برنده ی جایزه ی نوبل در رشته ی فیزیک می گوید: «به منظور توسعه ی کارایی ایده هایم تا جایی که می توانم سعی می کنم هر چه بیشتر شکست بخورم.»! پس از شکست خوردن نترسید و پس از بارها زمین خوردن باز هم روی پایتان بایستید، خاک لباس تان را بتکانید و دوباره شروع به دویدن کنید.


 


باید همان کاری را انجام دهم که همه ی آدم ها انجام می دهند!


 


از کودکی به ما آموخته اند که نباید از خط بیرون بزنیم و فقط باید درون خطوط نقاشی را رنگ کنیم! و ما عمرمان را در تسلیم شدن به چنین قوانینی سپری می کنیم. گاهی اوقات خلاقیت به توانایی ما در شکستن این قواعد بستگی دارد. هنری فورد ، هنگامی که برای اولین بار اتومبیل را طراحی می کرد در ذهنش چیزی به جای کالسکه می ساخت و چون اسب ها جلوی کالسکه بسته می شدند، موتور اتومبیل را به طور ناخودآگاه در جلوی آن طراحی کرد. اما سال هاست که اتومبیل با همین طرح اولیه تولید می شود و کمتر کمپانی بزرگ خودرو سازی به خود جرات می دهد امتحان کند که مثلا اگر موتور را در جای دیگری تعبیه کند چه تغییری در کارایی خودرو خواهد داشت. بنابراین تصور نکنید هر قدر بیشتر شبیه همه باشید بهتر خواهد بود! همرنگی با جماعت ترمز متفاوت بودن و یکی از موانع خلاقیت "تقلید کورکورانه" است. تقلید باعث می شود که ما اطرافمان را آن طور که هست نبینیم، بلکه آن طور ببینیم که عادت کرده ایم. این تقلیدها گاهی باعث می شوند خیلی از اطلاعاتی که با مدل های ذهنی ما در تضاد هستند، بدون استفاده باقی بمانند. در صورتی که این اطلاعات به ظاهر عجیب، می تواند منبع مناسبی برای خلاقیت باشد. پس به خودتان اعتماد کنید و خودتان باشید.


 


اصلا منطقی نیست!


 


منطق و استدلال، قسمت با ارزشی از فرایند خلاقیت است. به خصوص هنگامی که ایده های مختلف ارزشیابی و ترکیب می شوند. ولی در ابتدای تصور و خیال، نگرانی برای منطقی بودن یا نبودن ایده، خلاقیت را محدود می کند.


تمرکز بیش از حد بر روی تفکر منطقی، تفکر خلاق را نابود کرده و حتی می تواند پایه ی یکی از قوی ترین خلاقیت های ذهن، یعنی دریافت ناگهانی - ایده هایی که به صورت جرقه هایی ظاهر می شوند - را نیز سست کند. این ایده ها ممکن است در هر زمان یا مکانی خلق شوند. مانند اتفاقی که برای ارشمیدس در وان حمام افتاد!


بنابراین اجازه بدهید که ایده هایتان حتی اگر به ظاهر غیر منطقی به نظر می رسند، فرصت ظهور داشته باشند چرا که یکی از موانع مهم خلاقیت، "بیش از حد منطقی بودن" است.


 


بازی کردن وقت تلف کردن است و مخصوص بچه هاست! من آدم بزرگم!


با شنیدن کلمه ی بازی چه احساسی به شما دست می دهد؟ چقدر از زمان هفتگی خود را به بازی کردن اختصاص می دهید؟ و اصلا چه تعریف و نگاهی به بازی کردن دارید؟


یک رفتار سر زنده و شوخ، اساس تفکر خلاق است. یادتان باشد که یک رابطه ی بسیار نزدیک، بین "هاهای" قهقهه و بازی و "آهان" کشف وجود دارد!


بازی این فرصت را به شما می دهد که راه های انجام دادن کارها را بدون داشتن هیچ دغدغه ای، باز بینی و فرمول بندی کنید. همان طور که کودکان در هنگام بازی چیزهای زیادی یاد می گیرند، بزرگسالان نیز در حین بازی می توانند خلاقیت خود را آزاد گذاشته، رها فکر کنند، راه های مختلف را بیازمایند و چیزهای جدید کشف کنند. بنابراین به بازی به چشم اتلاف وقت نگاه نکنید چون یکی دیگر از موانع خلاقیت، "بیهوده انگاشتن بازی کردن" است.


 


حیف که من خلاق نیستم!


لطفا چند انسان خلاق را نام برید.


انیشتین؟ بتهوون؟ داوینچی؟ ...


خود شما چه طور؟ آیا خودتان را فرد خلاقی می دانید؟


بعضی از افراد ندانسته، خلاقیت خود را محدود می کنند. زیرا گمان می کنند که خلاقیت مخصوص آدم های خاصی است که چند نفرشان را در بالا نام بردیم.


متاسفانه کسی که چنین باوری دارد و بر پایه ی این باور که "من خلاق نیستم" ، رفتار می کند، به صورت ناخودآگاه از توان مغزی خود برای خلق ایده های جدید استفاده نمی کند. در صورتی که هر کسی با پتانسیل خلاق بودن به دنیا می آید و فقط لازم است این نیرو را در خود رشد داده و تقویت کند. بنابراین با این باور مسموم، خلاقیت خود را خفه نکنید!


 


ایده ام را نباید بگویم چون شاید فکر کنند که من احمقم!


در تفکر خلاق جای پیروی از رسوم نیست. ایده های جدید کمتر در فضای سنتی و عادی پیدا می شوند. بنابراین برای خلق ایده، گاهی لازم است کارهایی انجام شود که به نظر مردم غیر عادی و احمقانه است. ما گاهی ایده ها و نظرات متفاوت و جالبی داریم، اما از ترس این که احمق تصور شویم، هرگز جرات ابراز آنها را نداریم.


شاید اگر «الکساندر گراهام بل» هم مثل ما فکر می کرد، صحبت کردن با شخصی که کیلومترها با انسان فاصله دارد، ایده ی احمقانه ای به نظر می رسید!


"ترس از احمق جلوه نمودن"، یکی از موانع جدی خلاقیت است که مانع از بروز ایده های نا مانوس می شود. چه اشکالی دارد اگر کسی فکر کند احمق هستید؟ مگر نه اینکه شما هم گاهی فکر می کنید که دیگران احمق اند؟ پس فرصت خلاق بودن تان را فدای قضاوت های دیگران نکنید.


 


حوصله اش را ندارم! خیلی دارد طول می کشد!


تا به حال شده است معمایی طرح شود و شما مصر باشید که سریعتر جواب معما گفته شده تا خیالتان راحت شود؟


در دوران دبیرستان چقدر سعی می کردید که درگیر یک موضوع بمانید تا خودتان حل اش کنید؟ آیا سریعا به حل المسائل مراجعه می کردید؟


چقدر برای رفتن به جاهای ناشناخته و کشف آن ها اشتیاق دارید؟


اگر توانایی تحمل ابهام را دارید، یکی از مهمترین موانع خلاقیت را از بین برده اید چرا که "پرهیز از ابهام" یکی از قاتلین خلاقیت است! ابهام می تواند محرک بزرگی برای خلاقیت باشد زیرا ما را تشویق می کند متفاوت فکر کنیم. ابهام باعث می شود که در یک زمان، دو نظریه ی اغلب متناقض در ذهن به وجود آید که این کانال مستقیمی به سوی خلاقیت است. وضعیت های مبهم باعث می شود که ما مجبور شویم در فضایی متفاوت از معمول تفکر نماییم. پس طاقت بیاورید و فراموش نکنید افراد خلاق تحمل ابهام بالایی دارند و فرصت های مناسبی را با ایجاد وضعیت های مبهم می یابند.


 


اصلا شدنی نیست، فکرش را هم نکن!


تفکر خلاق، مستلزم داشتن نگاه مثبت است.


وقتی دنیا را از پشت شیشه ای کثیف و پر از لکه های مختلف نگاه می کنید، اگر لکه ی جدیدی اضافه شود که می توانید آن را بر طرف کنید، رغبت پاک کردنش را نخواهید داشت. اما وقتی دنیا را از پشت شیشه ای تمیز و درخشان نگاه کنید، اگر لکه ی کوچکی روی شیشه بنشیند، حتی حاضرید با آستین لباس گران قیمت تان آن را پاک کنید. برای خلاقیت باید از پشت شیشه ای درخشان به دنیا نگاه کرد تا انگیزه ای برای پاک کردن لکه ها، حل مسائل و مشکلات و دادن ایده های نو و شگفت انگیز وجود داشته باشد.


بنابراین، "تفکر منفی" از باورهای سمی و کشنده ی خلاقیت است. عیب جویی، غر و لند کردن، خرده گیری از دیگران، شکایت از روزگار، بی نظمی، سرزنش کردن، طعنه زدن، مدارا نکردن، بی احترامی، بکار بردن واژه های اهانت آمیز، ناتوانی، احساس ترس، غم، بد بینی، مایوس بودن، احساس بی ارزش بودن، تصور داشتن زندگی بی معنا، بی آرمانی، نداشتن هدف مثبت و نداشتن امید، احساس مداوم مواجه شدن با بن بست و ... انواع تفکرات منفی هستند که قدرت خلاقیت تان را نابود می کنند.

از همین لحظه این 10 باور سمی را کنار بگذارید و بیش از پیش خلاق باشید و لذت ببرید.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۲/۲۹
حمید رضا طاهر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی